مىخواست تحريف قانون را اجراى قانون اساسى تلقى كند ، قد علم كرد و تصميم به افشاگرى گرفت ، موضوع را با مقامات روحانى كه در نشست مزبور شركت كرده بودند در ميان گذاشت و طى اعلاميهاى مستدل ، متقن و حساب شده كه شخصا نوشت و نه نفر از مراجع و علما آن را امضاء كردند از روى اين توطئه خائنانه رژيم شاه پرده برداشت و نقشه شيطانى او را نقش برآب ساخت ، در اعلاميهء مزبور علاوه بر رسوا ساختن توطئه رژيم ، روى خطرات قريبالوقوعى كه از ناحيهء استبداد شاه متوجهء اسلام و ملت ايران بود ، سند مزبور نشان مىدهد كه اين فيلسوف وارسته ضمن كارهاى تحقيقى و تدريس علوم اسلامى از تلاشهاى سياسى غافل نبوده است ، انگشت گذاشته شد ، امضاى علّامه طباطبايى نيز در ذيل اين اعلاميه ( نه امضايى ) ديده مىشود « 1 » . اين اعلاميه افكار مسلمانان را عليه رژيم شاه بهشدّت تحريك كرد و ضربهء كوبندهاى بر مغز عليل شاه وارد نمود .
علّامه در بعد فرهنگى و تغذيهء فكرى و علمى شخصيتهايى كه در پيروزى انقلاب نقش داشتند و در صف اوّل مبارزه با رژيم بودند از خود تلاشهاى ارزندهاى نشان داد .
علّامه طباطبايى خود از سلسلهء پهلوى زخمخورده بود زيرا در سال 1314 ه ش كه مقارن با سلطهء رضاخان بر ايران بود ارسال پول به عتبات عاليات ممنوع شده بود و در آن زمان علّامه بهمنظور پىگيرى تحصيلات علوم دينى در نجف بسر مىبرد و چون از وجوهات اسلامى استفاده نمىكرد و گذران زندگى خود
هامش
( 1 ) ر ك : كتاب بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى ، سيد حميد روحانى ؛ ج 1 ص 302 .