نشدم ، زيرا هردو استاد بىهوى و هوس بودند و از مباحثههاى جدلى مىگريختند . در آن مجلس اگر امام خمينى را مخاطب قرار مىدادم و چيزى مىپرسيدم جواب مىدادند و علّامه طباطبايى سكوت مىكردند و خوب گوش مىدادند ، اگر از علّامه طباطبايى سؤال مىكردم جواب مىداد و امام خمينى سكوت مىكردند و خوب گوش مىدادند .
يكبار بدون اينكه فرد خاصى را مخاطب قرار دهم سؤالى را مطرح كردم . هر دو بزرگوار چند دقيقه سكوت كردند ، سپس علّامه طباطبايى نگاهى به صورت امام خمينى ( مد ظله العالى ) كردند و بدينوسيله كسب اجازه فرمودند . آنگاه جواب سؤال را دادند و امام خوب گوش مىدادند . « 1 »
هامش
( 1 ) يادنامه مفسّر كبير استاد علّامه طباطبايى ، ص 128 و 129 .