مستحبّات دريغ نمىنمودند ؛ و به آورندگان شرع مبين به ديدهء تعظيم و تجليل و تبجيل مىنگريستند .
و نسبت به بعضى از صوفيّه كه به شرع مقدّس آنطور كه بايد و شايد اهميّت نمىدهند معترض و از آنان انتقاد مىنمودند ؛ و روش آنان را مقرون به خطا و غير مصيب به سرمنزل مقصود مىدانستند .
استاد علّامه بالاخص به قرآن كريم بسيار تواضع و فروتنى داشتند و آيات قرآنيه را كموبيش حفظ بودند . و يك نوع عشقبازى با آيات در اثر ممارست و مزاولت پيدا كرده ؛ و فى آناء اللّيل و أطراف النّهار ، « 1 » خواندن قرآن را بهترين و عالىترين كار خود مىدانستند ؛ و با مرور به آيهاى به آيهء ديگر منتقل شده و از آن به ديگرى و همينطور در يك عالمى از بهجت و مسرّت ، تمشاى اين جنّات قرآنى فرو مىرفتند .
علّامه نسبت به برخى از متنسّكين كه بهعنوان مقدس مآبى ، شرع را دستاويز خود قرار داده ؛ و بهعنوان حمايت از دين و ترويج شرع مبين تمام اصناف از اولياء خدا را كه با مراقبه و محاسبه سروكار داشته و احيانا سجده طولانى انجام مىدادند به باد انتقاد گرفته ؛ و اوّل كارشان مذمّت و نقد بر بعضى از بزرگان عرفان چون خواجه حافظ شيرازى و مولانا محمّد بلخى رومى صاحب كتاب مثنوى بوده است ؛ بهشدّت تعييب و تعيير مىنمودند ؛ و اين طرز تفكّر را ناشى از جهالت و خشكى و خشكگرايى مىدانستند كه از آن روح شريعت بىزار است .
و بدگويى از فلسفه و عرفان را كه دو ستون عظيم از اركان شرع مبين است
هامش
( 1 ) برگرفته از آيهء شريفهءوَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى( سورهء طه ، آيه 130 ) مىباشد .