اما مؤمنين به غيب مطلق مستدل هستند كه دينشان نژادى و تقليدى نيست . و خداى آنان خداى همهء جهانيان است . خالق و رزاق همه و خيرخواه همه است . نه آنكه خيرخواه مردم منطقهء معين و گروه خاصى باشد و همه را دعوت به صلاح و رستگارى مىكند و هركس به او روى آورد از هرگروه و نژادى باشد همه را به يك نحوه مىپذيرد و همه را پناه مىدهد . پس آنهائى هم كه به چنين خداوندى ايمان مىآورند تأسى به خداى خود مىكنند و به همهء آفريدگانش به شرط اينكه مزاحم ايمان و عقيده و سنتهاى دينى آنان نباشند ، به همه با چشم مهربانى مىنگرند و هدايت و خير و صلاح همه را مىخواهند .
بنابراين ، وحدت حقيقى جهانى با ايمان به غيب ميسر خواهد بود و ايمان مشترك ريسمان محكم خدائى است كه همه را بههم پيوند مىدهد .
« اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها »
( آل عمران آيهء 103 ) .
مؤمنين به غيب با دشمنانشان براى دفاع از جان خود نمىجنگند ، براى دفاع از دارائى و مكان و مسكن نمىجنگند همهچيز را مىبازند تا يك چيز را ببرند و آن را سالم و درست نگهدارند و آن ايمان به غيب است و جان و مال و زن و فرزند و خويشاوندان و وطن خود را مىخواهند تا با كمك گرفتن از آنها ايمان به غيب خودشان را استوار گردانند و از آن نگهدارى كنند .
وطن آنان دار الاسلام و دار السّلام است ، يعنى در هركجاى دنيا كه مردمش به صلح و صلاح دينى و عقلانى بپيوندند ، از هر نژاد و قوم و اهل هرزبانى كه باشند ، باهم متفق و متحد و يكرنگ مىشوند و با صلح و مسالمت كامل باهم زندگى مىكنند .