آنها گريزى نيست زيرا در مقالهء 9 اثبات كرديم كه هر موجود ممكن اگرچه متغير نبوده باشد نيازمند به علت وجود مىباشد .
نتيجه
از مجموعه مطالبى كه در متن و شرح ذكر شد به قول علامه نتيجه مىگيريم كه براى جهان هستى علت وجودى بيرون از خود .
توضيح
در توضيح اين قسمت علامه مىفرمايد :
اولًا : بايد دانست كه نتيجهء اين دو برهان يكى است ، زيرا برهان اوّلى براى موجودات اين جهان - كه واقعيت مطلق نداشته و با شرايط مخصوص و تقدير معين واقعيتدار ، و بىآن شرايط و تقدير ، بىواقعيت و نابود هستند - يك واقعيت مطلق ( بىقيد و شرط ) اثبات مىنمايد و آن همان علت مطلقه است كه به موجب برهان دوم از براى معلولات جهان اثبات مىشود ، زيرا « معلول » همان موجودى است كه وجودش در تقدير معين و شرايط مخصوص ( كه علت وجود باشد ) موجود و بود مىگردد .
پس در حقيقت « علت مطلقه » همان « واقعيت مطلقه » و « معلول » همان « واقعيت مقيد » خواهد بود .
و ثانياً : بايد دانست كه بيان گذشته ( دو برهان ) اگرچه با اصطلاحات فنى فلسفى تقرير شده در عين حال به حسب معنى بسيار ساده و قابل فهم است .
انسان گاهى كه مرگ ديگران يا نابودى چيزى رامىبيند با ذهن ساده و با زبان بىآلايش خود مىگويد : « اگر هستى او در دست خودش بود از دست نمىداد » . يا در پاسخ كسى كه مىگويد : فلانى عمرش را به شما بخشيد شنونده با خود مىگويد : اگر عمرى داشت و مىتوانست نگهدارد براى خودش نگه مىداشت و به كسى نمىبخشيد .