مىپندارد چنانكه مىخواهد از قفس تن پرواز كند و تمام هستى را يكباره به عنوان حقيقت واحد دريابد . » « 1 »
فطرت در نگاه عقل و دين
به دليل اهميت برهان فطرى نگارنده لازم مىداند در ابعاد مختلف مسئلهء فطرت افزون بر علامه و شهيد مطهرى به تحليل پرداخته و بحث فطرت را تكميل نمايم .
فطرت بر وزن فعله براى بيان نوع فعل است كه در فارسى به « گونه » تفسير شده است و تنها يك بار در قرآن آمده است :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » .
« 2 »
مراد از « فطرت اللَّه » كه در مورد دين به طور مطلق به كار رفته به اين معنى است كه ديندارى و دينباورى يك امر تكوينى و طبيعى است كه در كمون جان نهفته است يعنى خداوند خلقت بشر را به گونهاى آفريده است كه ميل به دين با ذاتش عجين شده است .
همانگونه كه آدم تشنه ميل به آب دارد و به آن جهت كشيده مىشود عطش دينخواهى هم در وجودش تعبيه شده است . اقسام قضاياى فطرى در اينجا مناسب است كه براى قضاياى فطرى تعريفى ارائه داده و به انواع آن اشاره اجمالى داشته باشيم .
1 . قضاياى فطرى در علم منطق به قضايايى مىگويند كه ثبوت محمول براى موضوع نيازمند به حدوسط باشد ولى اين حدوسط همواره در ذهن حاضر است و به كندوكاو نياز ندارد از اينرو اين نوع قضايا را يقينى و بديهى مىشمارند به عبارت ديگر اينها قضايايى هستند كه قياس و دليل آنها همراه خودشان است .
هامش
( 1 ) . شرح مبسوط منظومه ، ج 3 ، ص 273 . .
( 2 ) . روم ، آيهء 30 : با تمام وجود بهسوى دينى كه حنيف و ( پيراسته از هرگونه خرافات و انحرافات ) توجه كن دينى كه در نهاد جان تمام انسانها نهادينه شده است و تمام انسانها بر آنگونه خلق شدهاند بههمين دليل هرگز تغيير و تبديلى در آفرينش الهى نيست و ليكن اكثريت مردم نمىدانند . .