ميلهاى ما و آرزوهاى ما از عالم ماوراء طبيعت سرچشمه گرفته ، چراكه غالب آنها با حسابهاى مادى و عقلانى جور در نمىآيد . » « 1 » هم او مىگويد :
« من به خوبى مىپذيرم كه سرچشمهء زندگى مذهبى دل است ، و قبول هم دارم كه فرمولها و دستورالعملهاى فلسفى مانند مطلب ترجمه شدهاى است كه اصل آن به زبان ديگرى باشد . » « 2 » هم او مىگويد :
« عموماً معتقدند كه ايمان خود را بر پايههاى فلسفى محكم ساختهاند و حال آنكه مبناى فلسفى بر روى ايمان قرار دارد . » « 3 » پاسكال (
Pascal
) كه به قول مرحوم فروغى « محبت را برتر از عقل مىداند و بنياد علم و اعتقاد را بر اشراق قلبى قرار مىدهد » مىگويد :
« بهوجود خدا دل گواهى مىدهد نه عقل ، و ايمان از اين راه به دست مىآيد . »
و هم او مىگويد :
« دل دلايلى دارد كه عقل را به آن دسترس نيست . » « 4 » برگسون (
Bergson
) نيز به نقل مرحوم فروغى به دو نوع ديانت و دو نوع اخلاق معتقد است و براى هريك از دو نوع ، مبدأ و سرچشمهء خاص قائل است : سافل و عالى . مبدأ سافل ، صلاح هيئت اجتماعيه است و مبدأ عالى ، فيضى است كه از عالم بالا مىرسد . دربارهء آن نوع ديانت كه از مبدأ عالى سرچشمه مىگيرد مىگويد :
« آن همان مايهء دانشى است كه در جانوران ، غريزه و در انسان ، عقل را بهوجود مىآورد . از آن مايهء دانش در انسان قوهء اشراقى به وديعه گذاشته شده كه در عموم به حال
هامش
( 1 ) . كتاب دين و روان ، ترجمهء مهدى قائنى . .
( 2 ) . همان . .
( 3 ) . سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 14 . .
( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 321 . .