اعتبارى بودن وجود هرگز اتحاد حقيقى ميان دو ماهيت تحقق نيافته و در نتيجه ، حمل كه بيانكنندهء اتحاد وجودى موضوع و محمول است منتفى مىشود ، حال آنكه صحت حمل و تحقق آن امرى بديهى است . پس اين وجود است كه اصيل بوده و ماهيت به واسطهء وجود متصف به هستى مىشود .
ثالثا : اصالت داشتن ماهيّت مستلزم عدم تفاوت ميان موجود خارجى و ذهنى است ، و التالى باطل و المقدم مثله ،
رابعا : اصالت داشتن ماهيّت مستلزم تشكيك در ماهيّت است و تشكيك در ماهيّت ذاتا راه ندارد .
ادلهء قائلان به اصالت ماهيّت
لازمهء اصيل بودن وجود ، تكرّر آن است و هرآنچه اصالتش مستلزم تكرّرش باشد امرى اعتبارى است ، نه اصيل .
پاسخ : وجود ، به ذات خود موجود است ، نه به واسطهء وجود ديگرى تا مستلزم تكرّر و تسلسل شود .
نظريهء منتسب به علامّهء دوانى
اصالت وجود در واجب ، و اصالت ماهيّت در ممكنات است .