تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
المعنيان جميعا موجودان في الخارج ، لانطباقهما ( 1 ) عليه بجميع خصوصيّاتهما . و أمّا الصّورة الّتي يأخذها الخيال من الحركة ، بأخذ الحدّ بعد الحدّ من الحركة و جمعها فيه صورة متّصلة مجتمعة منقسمة إلى الأجزاء ، فهي ذهنيّة لا وجود لها في الخارج ، لعدم جواز اجتماع الأجزاء في الحركة ، و إلّا كان ثباتا لا تغيّرا . ( 2 ) و ( 3 ) قد تبيّن بذلك : أنّ الحركة - و نعني بها القطعيّة - نحو وجود سيّال ، منقسم إلى أجزاء ، تمتزج فيه القوّة و الفعل ، بحيث يكون كلّ جزء مفروض فيه فعلا لما قبله من الأجزاء و قوّة لما بعده ، و ينتهي من الجانبين إلى قوّة لا فعل معها و إلى فعل لا قوّة معه . چكيده حركت را از دو ديدگاه مىتوان در نظر گرفت : اول ، بودن جسم بين مبدأ و منتها به گونه‌اى كه هرنقطه‌اى كه در وسط فرض شود متحرك ، قبل از آن و بعد از آن و در آن نقطه نباشد . حركت از اين ديدگاه ، حالتى بسيط و ثابت است كه هيچ تقسيمى در او راه ندارد و حركت توسطى ناميده مىشود . دوم ، همان حالت از جهت نسبتى كه با نقاط مسافت دارد كه نقطه‌اى را رها كرده و به نقطهء ديگر نرسيده است و به عبارت ديگر ، قوه‌اى تبديل به فعل شده و قوه‌اى هنوز بر حال خود باقى مانده و متحرك مىخواهد آن را به فعل تبديل كند . لازمهء اين ديدگاه ، تقسيم شدن آن به اجزا و سپرى شدن و گذشتن تدريجى آن است ، همان‌طورى كه خروج تدريجى از قوه به فعل مىباشد و آن را حركت قطعى مىنامند . هردو حركت ( حركت قطعى و توسطى ) بر خارج منطبق مىشوند و ازاين رو حركت قطعى و حركت
هامش
( 1 ) - دليل ايشان بر وجود حركت توسطى و قطعى در خارج اين است كه اين دو معنا هردو بر خارج منطبق مىشوند ؛ يعنى شىء متحرك نسبتى با مبدأ و منتها دارد كه نه اقتضاى انقسام دارد و نه سيلان و گذر ، از اين جهت متصف به حركت توسطى مىشود ، و نيز نسبتى با مبدأ و منتها و حدود مسافت دارد كه اقتضاى سيلان وجود و انقسام در آن هست و از اين جهت متصف به حركت قطعى مىشود . ( 2 ) - اگر همهء اجزاى حركت به‌طور هم‌زمان تحقق داشته باشند آن حركت ثابت و با قرار خواهد بود ، نه سيّال و گذرا ، اما اين خلاف فرض است ، زيرا حركت بودن حركت به سيلان و گذرايى آن است . ( 3 ) - مؤلف در اين‌جا توضيح دوباره‌اى دربارهء حركت قطعى مىدهند تا كاملا تفاوت آن با تصويرپندارى حركت روشن شود و لذا در اين‌جا ويژگىهايى را براى حركت قطعى بيان مىكنند كه آن را از ديگر تعاريف متمايز مىكند .