فله وجود قبل ثبوت الوجود له ، و تجري فيه قاعدة الفرعية ، و هلمّ جرّا ، فيتسلسل .
وجه الاندفاع : أنّ قاعدة الفرعيّة إنّما تجري في ثبوت شيء لشيء ، و مفاد الهليّة البسيطة ثبوت الشّيء ، لا ثبوت شيء لشيء ، فلا تجري فيها القاعدة . ( 1 )
چكيده
تقسيمات حمل شايع صناعى
1 - حمل مؤاطات ( - هوهو ) : جايى كه شىء حقيقتا و بدون واسطه بر موضوع حمل مىشود .
2 - حمل اشتقاق ( - ذو هو ) : جايى كه شىء حقيقتا و بدون واسطه بر موضوع حمل نمىشود ، بلكه حملش نيازمند در تقدير گرفتن ذو يا مشتقى از آن است ، سپس مىتوان آن مشتق را بر موضوع حمل كرد .
3 - حمل بتّى : در جايى كه موضوعش بالفعل مصاديق محقق دارد يا دستكم امكان آنكه مصاديقى از آن واقعا تحقق يابد را دارد و به تعبير ديگر ، موضوع قضيه امرى است ذاتا ممكن .
4 - حمل غيربتّى : جايى كه موضوعش نهتنها مصداق محققى ندارد ، بلكه امكان آن كه مصداقى از آن واقعا تحقق يابد نيز وجود ندارد ؛ به تعبير ديگر ، موضوع قضيه امر است ذاتا ممتنع .
5 - حمل بسيط ( - هليّهء بسيطه يا قضيهء ثنائى ) قضيهاى است كه محمول در آن موجود است ، لذا مفادش اصل ثبوت و تحقق موضوع است .
هامش
( 1 ) - قبول اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت و پذيرش قاعدهء فرعيت عروض وجود بر ماهيت ، يكى از دو محذور را در پى دارد : 1 . پيشى گرفتن يك چيز بر خودش - تقدم الشىء على نفسه ، 2 . تسلسل وجودهاى نامحدود . با توجه به دو اصل ياد شده ، اصالت وجود و قاعدهء فرعيت عروض وجود بر ماهيت ، مثلا ماهيت انسان مستلزم پيشى گرفتن شىء بر خودش يا تسلسل است ، زيرا به مقتضاى قاعدهء فرعيت بايد انسان كه معروض وجود است پيش از عروض وجود بر آن ثبوت و تحقق داشته باشد و به مقتضاى اصالت وجود هرماهيتى به واسطهء وجود مىباشد ، بنابراين ، بايد ثبوت پيشين ماهيت انسان به واسطه يك وجودى باشد .
پاسخ : عروض وجود بر ماهيت به معناى اصل ثبوت ماهيت است نه ثبوت چيزى بر ماهيت . و به عبارت ديگر ، قضاياى هليهء بسيطه تخصصا از موضوع قاعدهء فرعيت بيرون هستند ، زيرا موضوع قاعدهء فرعيت ، خصوص قضاياى « هليهء مركبه » است .