تفاوتهاى اين اصالت با اصالت در فلسفهء اسلامى ، يكى اين است كه منظور از اصالت در اگزيستانسياليزم ، تقدم زمانى وجود بر ماهيت است و ديگر اينكه ، اصالت در اين مكتب غربى ، فقط در محدوده و گسترهء انسان است و بالاخره اينكه ، ماهيت در اين مكتب بر خلاف فلسفهء اسلامى يك مفهوم اخلاقى است كه محور آن اختيار و انتخاب آگاهانهء انسان است ، آن هم نه براساس فطرت كه فطرت در اين تز بلاموضوع است .
فصل پنجم : تشكيك وجود « 1 »
الفصل الخامس : فى أن الوجود حقيقة . . . الأجسام الكثيفة للأبصار .
فصل پنجم : در خصوص اين است كه وجود حقيقت واحد و تشكيكى است .
قائلان به اصالت وجود ، اختلاف كردهاند ( و دستهدسته شدهاند ) ، لذا بعضى از آنها معتقد شدهاند كه وجود ، حقيقت واحد و تشكيكى است . ( مفهوم وجود دو جنبه دارد : يكى جنبهء اشتراك كه به سبب آن ، شخص گمان مىكند متواطى و داراى افراد يكنواخت است و ديگرى ، جنبهء اختلاف كه باعث مىشود او آن را مشترك لفظى بداند . پس مفهوم وجود قابليت شكاندازى دارد و به همين دليل آن را مشكّك و شكانداز گويند . « 2 » قاعدتا اصالة الوجود و ذومراتب بودن آن مربوط به خارج است ، نه ذهن ) و آن نظريه به پهلويين ( يعنى پارتىها و ايرانيان باستان در دو دورهء اشكانى و ساسانى ) كه منظور حكماى فرس و پارسى است ، نسبت داده شده است :
( الفهلويون الوجود عندهم * حقيقة ذات تشكّك تعمّ ) « 3 »
پس وجود نزد آنها به جهت اينكه ذاتا ظاهر و روشن است و روشنكننده
هامش
( 1 ) . كه به پهلويين منسوب است .
( 2 ) . قطب الدين رازى ، شرح شمسيه كاتبى ، ص 28 - 29 .
( 3 ) . شرح المنظومه ، ص 22 .