براى شىء ( زيرا وجود براى ماهيت از عوارض خارجى آن بشمار نمىآيد و ماهيت منهاى وجود هيچگونه تحققى ندارد تا اينكه ثبوت وجود براى آن از قبيل ثبوت شىء براى شىء باشد ) پس قاعدهء فرعيت در هليهء بسيطه جارى نمىگردد « 1 » . ( پيرامون اين اشكال و پاسخهايى كه از آن دادهاند ، در مرحله اوّل ، فصل ششم به تفصيل بحث شد ) .
شرح مطالب :
در اين فصل نخست سه تقسيم براى حمل شايع بيان گرديده است و آنگاه درباره اشكالى كه بر قضاياى هل بسيط وارد شده بحث گرديده است .
سه تقسيم ياد شده عبارتند از :
الف - حمل مواطاة و اشتقاقى ( هوهو و ذوهو ) .
ب - حمل بتّى و غيربتّى .
ج - حمل بسيط و حمل مركب .
و توضيح هريك از اين اقسام در بخش ترجمه بيان گرديد .
اقسام حمل شايع منحصر به آنچه بيان گرديده نيست ، بلكه اقسام ديگرى هم دارد كه در كتب منطق مشروحا بيان شده است .
هامش
( 1 ) اين پاسخ از صدرالمتألهين است و محقق دوانى با تبديل فرعيت به استلزام از اين اشكال رهايى جسته و گفته است : ثبوت شىء براى شىء مستلزم ثبوت مثبت له است ، پس در هليهء بسيطه اشكالى پيش نمىآيد ؛ زيرا ثبوت وجود براى ماهيت مستلزم ثبوت ماهيت است به واسطهء همين وجود ( نه وجود ديگر ) .
و اشكال اين پاسخ اين است كه اين خود تسليم شدن و پذيرفتن ورود اشكال بر قاعدهء فرعيت است ( درحالىكه هيچ اشكالى متوجه قاعده نيست ) و از امام رازى در پاسخ اشكال نقل شده است كه قاعدهء فرعيت درمورد هليت بسيطه تخصيص مىخورد .
اشكال اين پاسخ اين است كه اين سخن تخصيص در قواعد عقلى است ( و قواعد عقلى قابل تخصيص نيست ) . ( علامه طباطبائى « قده » )