تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
داشته باشيم كه ماده ثانيه ناميدن جسم به لحاظ صورت آن نيست بلكه به لحاظ مادهء آن است ، بنابراين ماده گاهى مادهء اولى و گاهى مادهء ثانيه ناميده مىشود ، به اعتبار اينكه عارى از هرصورتى است ماده اولى و به اعتبار اينكه همراه با صورتى جسمى و نوعى است مادّه ثانيه نام دارد . مقصود از علت مادى در بحث كنونى عمدتا معناى نخست است ولى در عبارت مصنف به‌معناى دوّم نيز اشاره شده است .

2 - ماده بالمعنى الاخص و بالمعنى الاعم

هرگاه رابطهء دو چيز از قبيل رابطهء حالّ و محلّ باشد ، دو صورت دارد ، الف : محلّ قائم به حالّ است ، ب : حالّ قائم به محل است . مثال نخست همان هيولى نسبت به صورت است ، كه صورت حال در هيولى است و هيولى در وجود خود قائم به صورت مىباشد . مثال دوّم مانند عرض نسبت به معروض كه حالّ در معروض است و قائم به آن مىباشد . مقصود از ماده بالمعنى الاخص همان قسم اوّل است و مادّه بالمعنى الاعم شامل هردو قسم مىشود ، بنابراين به موضوع عرض نيز اطلاق ماده مىشود .

3 - مادهء فيزيكى و شيميايى

در فيزيك و شيمى ماده در مقابل انرژى به كار مىرود ، و عبارت است از چيزى كه داراى خواص سه‌گانه زير باشد : الف : جرم داشته باشد . ب : فضا اشغال كند . ج : از مولكول تشكيل شده باشد . و به سه نوع اصلى تقسيم مىگردد .
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 328 | على ربانى گلپايگانى