و فاعل حركت ( محرك ) در كار نيست ، بايد يكى از دو مطلب زير را پذيرا شويم :
1 - آن پديده مركب است كه درواقع وجودش مجموعهاى از دو وجود قابل و فاعل است كه با يكى مىدهد و با ديگرى ميگيرد .
2 - اگر بسيط است ، تنها قابل بوده و فاعل اثر جداى از او است .
بنابراين درمورد حركت نور و ذرات اتمى جهان كه حركت دائمى دارند ، اگر صورت و فعليتى دارند كه حركت را به آنها مىدهد و از سويى نيز حركت را پذيرفته و به خود مىگيرند ، ناچار وجود آنها مجموعهء دو وجود فاعل و قابل مىباشد .
و اگر تنها متحرك هستند و هيچگونه صورتى ندارند جز اينكه صورتهاى بعدى را پذيرفته و به خود مىگيرند ، ناچار فاعل و محركى ماوراى ماده دارند كه حركت را از وى مىپذيرند ، و از اينجا است كه فلاسفهء الهى فاعل ماوراء ماده اثبات مىنمايند .
علاوهبراين ، ماده با اينكه يكنواخت است ، حركتهاى مختلف دارد ، و ناچار براى هريك از آنها علتى بيرون از ماده خواهد بود ( زيرا آثار و معلولهاى مختلف علتهاى مختلف مىخواهند ، و چون ماده يكنواخت است پس نمىتواند علت همه اين حركتها باشد ) پس درهرحال درمورد هرمعلولى از اثبات علت فاعلى چاره و گريزى نيست « 1 » .
اقسام هشتگانه علت فاعلى
درمورد اقسام هشتگانه علت فاعلى بهقدر كافى در متن توضيح داده شده است و ما در بخش ترجمه موارد لازم را توضيح دادهايم . آنچه لازم است در اينجا پيرامون آن بحث كنيم ، جملهاى است كه در پايان اين فصل فرمودهاند :
« و فى كون الفاعل بالجبر و الفاعل بالعناية الى آخره . . . » .
در نهايه و همچنين حواشى اسفار ، اشكال خود را بر اين تقسيم بيان كردهاند
هامش
( 1 ) اصول فلسفه ، ج 3 ، ص 230 - 212 .