ارزش براهين وجود ذهنى
اكنون كه با تفاوت براهين وجود ذهنى آشنا شديم لازم است كارآيى آنها را در رد دو نظريهء مقابل يعنى قول به اضافه و شبح مورد بررسى قرار دهيم و ببينيم آيا اين براهين كافى بر اثبات مدعاى حكماء هستند يا نه . به عبارت روشنتر در اينجا دو مطلب است :
الف : ابطال دو نظريه مقابل .
ب : اثبات نظريهء مورد قبول ( نظريهء حكماء ) .
حكيم علامه اين دو مطلب را كاملا از هم جدا كرده است ؛ زيرا پس از نقل هريك از دو نظريه اضافه و شبح ، نادرستى آن را يادآور شده ، آنگاه دلايل نظريه حكماء را بيان نمودهاند .
در ابطال نظريهء اضافه فرمودهاند : « و يرده العلم بالمعدوم اذ لا معنى محصلا للاضافة الى المعدوم » : يعنى نمىتوان علم را از مقوله اضافه دانست ، زيرا در مواردى كه ما علم به اشياء غير موجود داريم ، اضافه ميان نفس و معلوم خارجى معقول نيست . و در ابطال نظريهء « شبح » فرمودند : « و هذا فى الحقيقه سفسطة ينسد مغها باب العلم بالخارج من أصله » نظريهء شبح به سفسطه بازمىگردد كه باب علم به خارج را به كلى مسدود مىسازد ، زيرا هرگاه وجود ذهنى با وجود خارجى هم از حيثيت وجود و هم از حيثيت ماهيت تفاوت و تغاير داشته باشد ، از كجا كه ما به واقعيت خارجى علم داريم ، ممكن است صور ذهنى ما ساختههاى ذهن ما باشند و هيچگونه ربطى به واقعيت خارجى نداشته باشند .
حال بايد ديد آيا براهين وجود ذهنى ، وافى به مدعاى فلاسفه مىباشد يا نه ؟
مدعاى فلاسفه مركب از دو مطلب است :
الف : هنگام علم چيزى در ذهن موجود مىشود .
ب : ماهيت موجود ذهنى و خارجى يكسان است .