انگيزهء طرح اين نظريه چيست ؟
اكنون اين سئوال مطرح مىشود كه انگيزهء طرح اين نظريه از طرف برخى از متكلمان چه بوده است ؟
اصولا متكلم در طرح مباحث كلامى و فكرى در صدد دفاع از اصول عقايد و معارف دينى است كه قبلا آنها را مسلم گرفته و پذيرفته است ، اكنون بايد ديد اين دسته از متكلمان با طرح اين نظريه در صدد دفاع از كداميك از اصول اعتقادى - دينى بودهاند ؟ آنچه در اينباره مىتوان گفت اين است كه : يكى از مباحث مربوط به توحيد و خداشناسى ، مسأله علم ازلى و پيشين خداوند به موجودات است ، همهء متكلمان و حكيمان اسلامى معتقدند كه خداوند قبل از ايجاد موجودات به آنها عالم است ، ولى در اينجا يك اصل معروف وجود دارد و آن اينكه « علم تابع معلوم است » با توجه به اين اصل اين اشكال مطرح مىشود كه خداوند قبل از ايجاد موجودات چگونه به آنها علم دارد . آنها هنوز موجود نشدهاند تا اينكه علم خدا به آنها متعلق گردد ؟ اينجا است كه هريك متكلمان و فلاسفه بهگونهاى به توجيه علم پيشين خداوند و پاسخ اشكال ياد شده پرداختهاند و از جمله برخى از متكلمان گفتهاند :
« ماهيات امكانى قبل از آنكه از جانب خداوند موجود گردند ، از يك نوع ثبوت و شيئيت برخوردارند ، و در نتيجه هيچ اشكالى ندارد كه علم خداوند به آنها متعلق گردد » « 1 » .
در مرحله دوازدهم به طور مشروح در اينباره بحث خواهد شد . و روشن خواهد شد كه اولا ، چون خداوند به ذات خود عالم است و ذات حق مبدء و علت وجود همهء موجودات امكانى است ، و علم به علت هم مستلزم علم به معلول است ، بنابراين خداوند قبل از ايجاد موجودات به آنها عالم است ، بدون اينكه نياز به فرض ثبوت براى ماهيات قبل از وجود آنها بشود .
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 77 ، تعليقة حكيم سبزوارى ( رحمه اللّه ) .