است كه اوتفويض را به الحاد و اباحىگرى تفسير كرده ، در حالى كه ظاهراً مراد از تفويض در اخبار چيزى است كه معتزله در برابر اشاعره قائلند و آن اين كه افعال بشر مخلوق و آفريده خود آنهاست هر چند كه قوا و ابزار ، مخلوق خداوندند ، به عكس آنچه به اشاعره نسبت داده شده كه همه امور اعم از كارها و نيروها و ابزار ، آفريده خداوندند . « 1 » حديث سى و نهم از همان باب كه عبدالرحيم قصير طى آن چندين سؤال از امام صادق عليه السلام كرده و امام پاسخ داده است و از جمله راجع به مخلوق بودن قرآن چنين نوشته : . . . و قرآن ، كلام خداست و مخلوق نمىباشد و در آن ، خبر گذشتگان و آيندگان موجود است .
مجلسى در بيان ، نوشته كه شايد مانع از اقرار به خلق قرآن ، از سوى امام تقيه بوده ، و يا اين كه اطلاق خلق بر آن ، موهم معنايى بوده كه كافران اراده مىكردند :
« إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ »
« 2 » چنان كه مرحوم صدوق اشاره كرده است .
استاد علامه طباطبائى در تعليقهاش نوشته : بلكه سخن حق آن است كه مقصود از كلام ، لفظ است نه از جهت صوت و صدا فقط ، بلكه از اين جهت كه به معنايى دلالت دارد ، يعنى كلام ، آن معناى مدلول عليه است ، به لحاظ ارتباط با صدا و آن ، كيف مسموع مىباشد و يك معناى اعتبارى است و جعلپذير نيست ، به عكس حدوث . و بحثِ بيشتر مجالى ديگر مىخواهد . « 3 » حديث چهلم از همان باب ، حديث ابوبصير از امام صادق عليه السلام است كه فرمود :
عقيده به استطاعت ، سخن من و پدرانم نيست .
مجلسى پس از نقل كلامى از شيخ صدوق در تفسير معناى استطاعت ، ضمن بيانى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 18 . .
( 2 ) . ص ، آيه 7 . .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 33 . .