حديث بيست و نهم از باب چهارم ، جوامعالتوحيد ، روايتى از حسين بن على عليه السلام است .
مجلسى ، فقراتى از آن را توضيح داده و از جمله در بيان فقره : « ليس عن الدهر قدمه » نوشته : يعنى قدمت او زمانى نيست كه زمان همواره همراه او باشد .
و استاد علامه نگاشته : اين جمله ، از سخنان جامعى است كه با آن مىتوان بسيارى از خطبهها و رواياتى را كه بر تقدم خداوند متعال بر همه و تأخر او از همه و احاطهاش بر كل ماسوا ، دلالت دارند ، تفسير و معنا كرد و همچنين اينكه در ازليت ذات او قديمى ديگر وجود ندارد و گرنه مثل او مىشد و خداوند برتر است و اين كه ازليت خداوند ابدى و هميشگى است بىآنكه بر امتداد نامتناهى زمانى تطبيق شود كه در آن صورت خدا زمانى مىشود و زمان بر وجود او محيط مىشود ، در حالى كه او بر همه و كل اشيا محيط است ، عين آن احاطهاى را كه به جزئى از اجزاى آنها دارد . پس اگر قديم زمانىاى فرض شود مثل خود زمان ، خداوند قبل از او خواهد بود ، با تقدم بر همه اجزاى آن . و اين نكته ، دقيق و قابل تأمل بيشتر است . « 1 »
كتاب العدل و المعاد
حديث بيست و هشتم ، باب نخست از ابواب العدل ، در نفى جبر و تفويض و اثبات امرِ ميانه است .
مجلسى طى بيانى ، جبر و تفويض را معنا كرده و فرموده : تفويض عبارت است از :
عقيده داشتن به اين كه خداوند در انجام كارها ، هرگونه مانع را از مردم برداشته و ارتكاب هر نوع عملى را مباح دانسته است .
استاد علامه در تعليقه فرمود : حظر به معناى منع است و ظاهر عبارت مجلسى آن
هامش
( 1 ) . همان ، ص 302 . .