طبق اين بيان ، ممكن است تحدى به « همهء قرآن » « 1 » به اين دليل باشد كه اغراض الهى كلًا در آن فراهم آمده و قرآن كريم به اشتمال بر كليهء مسائل مورد نياز مردم تا روز قيامت اختصاص يافته است ؛ ممكن است تحدى به « يك سوره » « 2 » از جهت خصوصيتى باشد كه در آن سوره وجود دارد ، چه هر سورهاى غرض كامل و جامعى از اغراض الهى را با بيانى قاطع و بدون هيچگونه سستى در بر دارد ؛ و نيز مكن است تحدى به « ده سوره » « 3 » بارى تفنن در عبارت و تنوع از نظر كثرت باشد ، زيرا لفظ « ده » ، همانند « صد » و « هزار » از الفاظ كثرت است ؛ چنان كه در قرآن مىخوانيم :
« . . . يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ . . . » ؛
« 4 »
هر يك از آنان دوست دارد كه هزار سال عمر كند .
در اين جا ، هزار سال خصوصيتى ندارد ، بلكه قرآن حدود آرزوى ايشان را بيان مىكند . شايد هم رقم « ده » در اين آيه براى افراد كثرت باشد ؛ يعنى نظير چندين سوره از سورههاى قرآن كريم را بياوريد ، تا آشكار شود كه تنوع اغراض و مقاصد قرآنى در قالب بيانى اعجازآميز جز از سوى خدا نتواند بود .
در مورد آيهء :
« فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ . . . »
، نيز مىتوان گفت كه تحدى عامى در آن صورت گرفته است ؛ به طورى كه هر سه نوع تحدى پيشين را در بر دارد ، چه لفظ « حديث » ، يك سوره ، ده سوره و همهء سورههاى قرآنى را شامل مىشود . از اين رو ، اين تحدى نسبت به مطلق خصوصيت قرآنى انجام پذيرفته مطلب كاملًا روشن است . « 5 »
هامش
( 1 ) . اسراء ، آيه 88 . .
( 2 ) . يونس ، آيه 38 . .
( 3 ) . هود ، آيه 13 . .
( 4 ) . بقره ، آيه 96 . .
( 5 ) . تفسير الميزان ، ج 10 ، ص 167 و ترجمهء الميزان ، ج 19 ، ص 258 . .