قرآن كريم در آيات بسيار ، از اوصاف خود نيز سخن گفته است كه به برخى از آنها ذيلًا اشاره مىكنيم :
1 .
« وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ * وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ * إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ » ؛
« 1 »
سوگند به آسمان فرو ريزندهء باران « 2 » و زمين شكافنده « 3 » كه اين قرآن جدا كنندهء حق از باطل است ، و هرگز سخن سست و گزاف نيست .
خداى تعالى در اين آيات به تحول آسمان و زمين سوگند ياد كرده ، تا ثبات و پابرجايى و عدم تحول قرآن را بيان كند ، چه قرآن بر حقيقتى ثابت و تغييرناپذير - كه همان تأويل آن است - استوار گرديده است .
2 .
« بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ » ؛
« 4 »
بلكه اين كتاب ، قرآنى شريف و ارجمند است كه در لوح محفوظ حق نگاشته شده است .
3 .
« وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » ؛
« 5 »
سوگند به اين كتاب مبين ، كه ما آن را قرآنى به زبان عربى قرار داديم ، تا مگر شما بدان
هامش
( 1 ) . طارق ، آيات 11 - 14 . .
( 2 ) . رجع : به فتح را و سكون جيم : باران كه از پى باران آيد . برخى گويند خداى تعالى از آن جهت باران را « رجع » ناميد كه بايستد ، باز فرو ريزد ، باز بايستد . برخى ديگر نيز اين وجه تسميه را ناشى از آن دانستهاند كه بخار آب پس از تصاعد و تبديل شدن به تودههاى ابر متراكم ، دوباره در قالب قطرههاى باران به سوى زمين باز مىگردد . ( اقرب الموارد ، ج 1 ، ص 391 ؛ نثر طوبى ، ج 1 ، ص 291 و مفردات راغب ، ص 194 . ) .
( 3 ) . صدع : بر وزن رجع : شكاف در اجسام سخت ، مانند : شيشه ، آهن ، و نظاير آنها . مفسّران گفتهاند : مراد آن است كه زمين شكافته مىشود ، و از آن گياه و درخت مىرويد ، و نهر جارى مىشود ، و راهها در ميان كوهها پديد مىآيد . ( مفردات راغب ، ص 284 و نثر طوبى ، ج 2 ، ص 37 . .
( 4 ) . بروج ، آيات 21 - 22 . .
( 5 ) . زخرف ، آيات 2 - 4 . .