دست بكشد . و چون مردم اين معنا را فهميدند ، وقتى با آن حضرت مصافحه مىكردند ، فورى دست خود را از دست آن حضرت مىكشيدند » . « 1 »
كلينى اين روايت را به دو طريق ديگر نيز روايت كرده و در يكى از آن دو حديث اين جمله است كه « رسول خدا هرگز سائلى را رد نفرمود ، اگر چيزى داشت به او مرحمت مىكرد و الّا مىفرمود : خدا برساند » .
61 . عياشى در تفسيرش از امام صادق عليه السلام در يك حديث شريف كه راجع به شمايل رسول خدا صلى الله عليه و آله است نقل مىكند كه فرمود : « وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله با كسى مىنشست ، تا او حضور داشت ، تا او از مجلس برنمىخواست آن حضرت مجلس را ترك نمىكرد » . « 2 »
62 . در مكارم ذكر شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام سخن گفتن تبسم مىكرد . « 3 »
63 . و نيز در مكارم از يونس شيبانى روايت شده كه امام صادق عليه السلام به من فرمود :
« چطور است شوخى كردنتان با يكديگر ؟ گفتم : كم است . فرمود : چرا با هم مزاح نمىكنيد ؟ مزاح از خوشاخلاقى است ، همانا با شوخى مىتوانى برادر دينىات را مسرور نمايى . رسول خدا صلى الله عليه و آله با مردم شوخى مىكرد و منظورش اين بود كه مسرور سازد » . « 4 »
64 . ابى القاسم كوفى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود : « مؤمنى نيست مگر اينكه از مزاح بهرهاى دارد . و رسول خدا صلى الله عليه و آله مزاح مىفرمود و جز مطالب حق ، چيزى نمىگفت » . « 5 »
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 671 ، مجمع البيان ، ج 8 ، ص 164 و روى هذه المعاني في مكارم الاخلاق و تفسير العياشى ، فراجع المستدرك ، ج 1 ، ص 538 و ج 2 ، ص 81
( 2 ) . تفسير العياشي ، ج 1 ، ص 203
( 3 ) . مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 20
( 4 ) . همان ، ص 21 و الكافى ، ج 2 ، ص 663
( 5 ) . المستدرك ، ج 2 ، ص 76 ؛ كشف الغمة ، ج 1 ، ص 9 و 20 و المناقب و عوارف المعارف ، ص 256