خود ميل مىفرمود . تنها در موقع خوردن رطب و خرما بود كه دست به جانب ديگر هم مىبرد .
آشاميدنى را با سه نفس مىآشاميد و آن را مىمكيد و نمىبلعيد . و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشاميدن و گرفتن و دادن ، جز با دست راست چيزى نمىداد و چيزى نمىگرفت . و دست چپش براى كارهاى ديگرش بود . در جميع كارهاى خود « تيامن » « 1 » را دوست داشت ، در لباس و كفش پوشيدن و در شانه كردن مو .
وقتى كسى را صدا مىزد ، سه بار تكرار مىكرد ، ولى در كلام خود تكرار نداشت و اگر اذن دخول مىگرفت ، سه بار تكرار مىنمود . كلامش روشن بود ، به طورى كه هر شنوندهاى آن را مىفهميد و چون تكلم مىكرد ، سفيدى دندانهايش برق مىزد . و دندانهاى ثنايايش به طور جالبى از هم جدا بود ، ولى فاصله نداشت .
نگاه كردنش كوتاه بود و به كسى خيره نمىشد ، با هيچكس سخنى كه مورد پسند طرف نبود ايراد نمىكرد . هنگام راه رفتن مانند كسى كه بر زمين سراشيب راه رود ، قدمها را برمىداشت . مىفرمود : بهترين شما خوشاخلاقترين شماست . هيچ خوراكى را مذمت و يا تعريف نمىكرد . اصحابش در حضور آن جناب در امور مربوط نزاع نمىكردند . هركس كه موفق به درك حضورش شده بود ، مىگفت :
هيچكس مانند آن جناب تا به حال نديدهام و نخواهم ديد » . « 2 »
60 . كلينى در كافى از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله بين اصحاب خود به طور مساوى چشم مىدوخت و به آنان يكنواخت نظر مىافكند . و فرمود : رسول خدا هرگز پاى خود را بين اصحاب دراز نكرد . و اگر مردى با آن جناب مصافحه مىكرد ، حضرت دست خود را ، از دست طرف نمىكشيد تا اينكه او خود
هامش
( 1 ) . تيامن : با دست راست كار كردن
( 2 ) . مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 22