و نيز درباره اختلاف نداشتن قرآن و متكى بودنش بر حقيقتى ثابت فرموده :
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ، فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
« 1 » و نيز فرموده :
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ ، إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا ، لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
« 2 » و نيز فرموده :
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ، وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ، إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ ، لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 3 » .
آياتى كه ملاحظه فرموديد ، و آياتى ديگر نظائر آنها ، همه حكايت از اين دارند كه قرآن كريم در معانى و معارفش ، همه متكى بر حقائقى ثابت و لا يتغير است ، نه خودش در معرض دگرگونگى است ، و نه آن حقائق .
حال كه اين مقدمه را شنيدى ، پاسخ از اشكال برايت معلوم شد ، و فهميدى كه صرف اينكه واژهها و زبانها ساخته و قريحه آدمى است ، باعث نمىشود كه كلام معجزهآسا محال باشد ، و سخنى يافت شود كه خود انسان سازنده لغت نتواند مثل آن را بياورد ، و معلوم شد كه اشكال نامبرده مثل اين مىماند كه كسى بگويد : محال است آهنگرى كه خودش شمشير مىسازد ، در برابر ساخته خودش كه در دست مردى شجاعتر از او است عاجز بماند ، و سازنده تخت نرد و شطرنج ، بايد كه از همه بازىكنان شطرنج ماهرتر باشد ، در حالى كه هيچيك از اين حرفها صحيح نيست ، و بسيار مىشود كه آهنگرى با شمشيرى كه خودش ساخته كشته مىشود ، و سازنده شطرنج در برابر بازى
هامش
( 1 ) . سوره بروج : 22 .
( 2 ) . سوره زخرف : 4 .
( 3 ) . سوره واقعه : 79 .