قرآن كريم در آيه
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها
« 1 » و همچنين در آيه :
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ ، وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ
« 2 » اعتراف كرده به اينكه در آن نسخ و تبديل واقع شده ، و به فرضى كه ما آن را تناقضگويى ندانيم ، حد اقل اختلاف در نظريه هست .
در پاسخ مىگوييم : مسأله نسخ نه از سنخ تناقضگويى است ، و نه از قبيل اختلاف در نظريه و حكم ، بلكه نسخ ناشى از اختلاف در مصداق است ، به اين معنا كه يك مصداق ، روزى با حكمى انطباق دارد ، چون مصلحت آن حكم در آن مصداق وجود دارد ، و روزى ديگر با آن حكم انطباق ندارد ، براى اينكه مصلحت قبلىاش به مصلحت ديگر مبدل شده ، كه قهرا حكمى ديگر را ايجاب مىكند .
مثلا در آغاز دعوت اسلام ، كه اكثر خانوادهها مبتلا به زنا بودند ، مصلحت در اين بود كه براى جلوگيرى از زناى زنان ، ايشان را در خانهها زندانى كنند ، ولى بعد از گسترش اسلام ، و قدرت يافتن حكومتش آن مصلحت جاى خود را به اين داد كه در زناى غير محصنه تازيانه بزنند ، و در محصنه سنگسار كنند .
و نيز در آغاز دعوت اسلام و ضعف حكومتش ، مصلحت در اين بود كه اگر يهوديان درصدد برآمدند مسلمانان را از دين برگردانند ، مسلمانان به روى خود نياورده ، و جرم ايشان را نديده بگيرند ، ولى بعد از آنكه اسلام نيرو پيدا
هامش
( 1 ) . سوره بقره : 106 .
( 2 ) . سوره نحل : 101 .