يوذاسف است ، كه بعد از يكسال از سلطنت طهمورث ، در سرزمين هند ظهور كرد ، و دستور فارسىنويسى را بياورد ، و مردم را بكيش صابئيان دعوت كرد ، و خلقى بسيار پيرويش كردند . . .
تا آنكه وقت ظهور زردشت رسيد ، يعنى سى سال بعد از تاجگذارى بشتاسب ، در آن ايام بقيه آن صابئىمذهبها در حران بودند ، و اصلا بنام شهرستان ناميده مىشدند يعنى به ايشان مىگفتند حرانيها .
[ برخى از عقايد آنان ] ، اين است كه انوار را بطور كلى احترام مىكنند ، و از جمله آثار باستانى صابئين ، گنبد بالاى محرابى است كه در مقصوره جامع دمشق قرار دارد ، اين قبه نمازخانه صابئين بوده ، يونانىها و رومىها هم به دين ايشان بودهاند ، و بعدها اين قبه و جامع به دست يهوديان افتاد ، و آنجا را كنسيه خود كردند ، و بعد مسيحيان بر يهوديان غالب شده ، آنجا را كليسياى خود قرار دادند ، تا آنكه اسلام آمد ، و مردم دمشق مسلمان شدند ، و آن بنا را مسجد خود كردند .
صابئىها ، هيكلها ، و بتهائى به نامهاى آفتاب ، داشتند ، و هريك از آن بتها شكل خاصى داشتهاند ، مانند هيكل بعلبك ، كه بت آفتاب بوده ، و هيكل قران كه بت ماه بوده ، . . .
و صابئين سه نماز واجب دارند ، اوّل - هشت ركعت در هنگام طلوع آفتاب . دوّم - پنج ركعت در هنگام عبور آفتاب از وسط آسمان ، كه
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: مراد على شمس
ص٩٥