بالاى آب و كنار دريا بيفكند . نهنگ چنين كرد .
يونس وقتى به زمين افتاد مريض بود . خداى تعالى بوتهء كدويى بالاى سرش رويانيد ، تا بر او سايه بيفكند . پس همين كه حالش جا آمد ، و مثل اولش شد خدا او را به سوى قومش فرستاد ، و قوم هم دعوت او را پذيرفتند و به وى ايمان آوردند ، درنتيجه با اينكه أجلشان رسيده بود ، خداوند تا يك مدت معين عمرشان داد . « 1 »
[ اينها مواردى بود كه از قرآن استفاده مىشود . ]
س 1506 - درمورد سرگذشت حضرت يونس عليه السّلام و قوم آن حضرت در روايات اسلامى چه مسائلى مطرح شده است ؟
ج - رواياتى كه از طرق امامان اهل بيت عليهم السّلام در تفسير اين آيات وارد شده ، با اينكه بسيار زياد است و نيز بعضى از رواياتى كه از طرق اهل سنّت آمده ، هر دو در اين قسمت شريكند كه بيشاز آنچه از آيات استفاده مىشود چيزى ندارند ، البته با مختصر اختلافى كه در بعضى از خصوصيات دارند . « 2 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 17 ، ص 253 .
( 2 ) . همان .