خورده ، بعد از چند سال بر آن امپراطورى غلبه خواهد كرد ، و بعد از ذكر اين وعده ، منتقل مىشود به وعدهگاه اكبر كه قيامت و يوم الوعدش گويند ، روزى كه تمامى افراد و اقوام در آن روز به سوى خدا باز مىگردند ، آنگاه به استدلال بر مسألهء معاد پرداخته ، سپس كلام را به آيات ربوبيت معطوف مىدارد و صفات خاصه خدا را بر مىشمارد .
و در آخر ، سوره را با وعدهء نصرت به رسول گرامىاش ختم مىكند ، و در فرارسيدن اين وعده تأكيد بليغ نموده و مىفرمايد :
« فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ ،
صبر كن كه وعدهء خدا حق است ، و كسانى كه يقين ندارند تو را در كارت سست نسازند » ، و در چند آيهء قبل نيز فرموده بود :
« وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ،
يارى ما براى مؤمنين حقى است بر ما » .
پس معلوم شد كه غرض سوره وعده دادن قطعى خدا به يارى دين است ، و اگر قبل از بيان اين غرض ، مسألهء وعدهء غلبهء روم را در چند سال بعد ذكر كرد ، براى اين است كه مؤمنين وقتى ديدند كه وعدهء آمدن قيامت هم ، مانند ساير وعدههايش عملى مىشود ، آرى عقل هرعاقلى حكم مىكند كه وقتى خداى تعالى دو تا از وعدههايش را عملى كرد ساير وعدههايش نيز عملى مىشود ، و بايد از خطرهايى كه وعدهء آن را مىدهد برحذر بود . « 1 »
س 749 - مسأله « رهبانيت » سرمنشأش از كجاست ( بحث روايتى )
ج - در مجمع البيان « 2 » از ابن مسعود روايت كرده كه گفت : من در پشت سر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سوار بر الاغ بودم ، به من فرمود : اى ابن امّ عبد ! هيچ مىدانى
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 16 ، ص 232 .
( 2 ) . مجمع البيان ؛ ج 9 ، ص 243 .