پس معلوم شد كه عموميت خلقت لازمهاش بطلان نظام امر و نهى و حسن و قبح و ثواب و عقاب و . . . نيست . « 1 »
س 617 - اگر تصور كنيم آنچنانى كه گفتهاند ، تمامى مخلوقات و موجودات خيرند پس اين شرّهايى كه در عالم پديد آمدهاند چه وجهى دارند ؟
ج - بايد دانست تمامى اشيايى كه متعلق خلق و ايجاد قرار گرفته و يا ممكن است قرار بگيرد وجود نفسىشان ( وجودشان بدون اينكه اضافه به چيزى داشته باشد ) خير است .
بهطورى كه اگر به فرض محال فرض كنيم شرّى از شرور متعلق خلقت و ايجاد قرار گرفته و موجود شود پس از موجود شدنش حالش حال ساير موجودات خواهد بود ، يعنى ديگر اثرى از شرّ و قبح در آن نخواهد بود ، مگر اينكه وجودش اضافه و ارتباط به چيز ديگرى داشته باشد ، و در اثر اين ارتباط نظامى از نظامهاى عادلانه عالم وجود را فاسد و مختل سازد ، و يا باعث شود عدهاى ديگر از موجودات از خير و سعادت خود محروم شوند ، اينجاست كه شرّهايى در عالم پديد مىآيد .
و اينكه گفتيم : « بدون اينكه وجودشان اضافه چيزى داشته باشد » مقصودمان همين معنا بود .
بنابراين اگر موجودى از قبيل مار و عقرب ديديم كه از نظر اضافهاى كه به ما دارند مضر به حال ما است بايد بدانيم كه بهطور مسلّم منافعى دارد كه از ضررش بيشتر است و گرنه حكمت الهى اقتضاى وجود آن را نمىكرد و در
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 7 ، ص 408 - 410 . [ با تصرف ]