غيبت مىگراييم . و گاه سخن را بايد مثلا به شيوهء تكلم آغاز كنيم به شكل غايب آغاز مىكنيم ، و به جاى اينكه بگوييم : « من فرمان مىدهم » ، مىگوييم :
« حقير مىگويد » .
در هريك از تكلّم و خطاب و غيبت مىتوانيم به دو تاى ديگر التفات پيدا كنيم .
خطاب - تكلّم - غيبت
تكلّم - خطاب - غيبت
تكلّم - غيبت - خطاب ] « 1 »
* خطيئه
س 607 - چه فرقى بين « خطيئه » و « سيّئه » وجود دارد ؟
ج - [ علّامه رحمه اللّه ابتدا نظر راغب را مىآورد و سپس رأى و نظر خود را بيان مىفرمايد ]
راغب در مفردات مىگويد : وقتى كسى ارادهء چيزى كند ، و اتفاقا چيز ديگرى را به دست آورد و يا كارى ديگر كند ، مىگويند فلانى خطا كرد . و اگر همان چيز را كه خواسته بود به دست آورد ، مىگويند فلانى اصابه كرد . . .
و نيز مىگويد : كلمه « خطيئه » از نظر معنا با كلمه « سيّئه » نزديك است چيزى كه هست كه كلمهء خطيئه را بيشتر در جايى استعمال مىكنند كه مورد مقصود اصلى و فى نفسه نبوده باشد ، مثل كسى كه قصد كرده شكارى را با تير بزند ،
هامش
( 1 ) . كرانهها ، ج 1 ، ص 494 .