تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
نحل آمده . پس معلوم شد در آيهء مورد بحث مضافى حذف شده ، و تقدير آيهء « جاء أمر ربك » است ، و يا نسبت آمدن به خدا دادن در آيهء شريفه از باب مجاز عقلى است ، و اما بحث درباره آمدن ملائكه و اينكه آمدنشان صف‌به‌صف است ، نظير بحثى است كه در سابق گذشت . « 1 » س 587 - در آيات مختلف قرآن شريف خداوند به صفات و يا افعال حدوثى از قبيل ، آمدن ، آوردن و . . . متّصف گرديده است ، اين نوع از صفات و افعال كه توأم با نياز و نقص است نسبتش به خداوند متعال چگونه قابل توجيه است ؟ ج - از كتاب و سنت به‌طور ضرورت ثابت شده كه خداوند متعال به صفات اجسام و خصوصيات ممكنات كه ملازم با حدوث و امكان و توأم با نياز و نقص است متصف نمىشود . همچنانكه فرموده :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ،
هيچ چيز چون او نيست » « 2 » ، و نيز فرموده :
« وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ ،
تنها غنى بالذات خداست » ، « 3 » و نيز فرموده :
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ،
يگانه آفريننده هرچيز خداست » ، « 4 » و آياتى ديگر نظير اينها ، و اينها آيات محكمات است كه متشابهات قرآن به آنها بازمىگردد و بنابراين هرآيه‌اى كه ظاهرش نسبت دادن صفت يا فعل حادثى به خداى تعالى باشد بايد با آنها سنجيده شود و معنائى كه با اسماء حسنى و صفات علياى الهى منافات ندارد از آنها فهميده شود . [ اين يك قاعده كلى است ] . مثلا آمدن يا آوردن در فرموده خداوند متعال :
« وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 475 و 476 . [ با تصرف ] ( 2 ) . سورهء شورى ، آيهء 11 . ( 3 ) . سورهء فاطر ، آيهء 15 . ( 4 ) . سورهء زمر ، آيهء 62 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 606 | مراد على شمس