به فتح حاء و كاف - ناميده و مىگويند : « حكمت الدابة بالحكمة - حيوان را به وسيله حكمه ( دهنه ) منع كردم » . . .
اين كلمه وقتى به خداى تعالى نسبت داده شود ، اگر در مسألهء تكوين و خلقت باشد معناى قضاى وجودى را كه ايجاد و آفرينش باشد مىدهد كه مساوق با وجود حقيقى و واقعيت خارجى به مراتب آن است ، مانند آيهء
« وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ،
خداوند مىداند قضا را و كسى نيست كه قضاى او را عقب اندازد » « 1 » و آيات ديگر . « 2 »
و اگر در تشريع باشد معناى قانونگذارى و حكم مولوى را مىدهد ، و اين معنا است آيهء
« وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّهِ ،
و نزد ايشان است تورات ، كه در آن حكم خدا است » « 3 » و آيهء
« وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً ،
كيست كه حكمش بهتر از حكم خدا باشد ؟ » « 4 » و لذا در آيهء ( 136 ، سورهء انعام ) - تا آنجا كه مىفرمايد -
« ساءَ ما يَحْكُمُونَ ،
چه بد حكمى بود كه كردند » كسانى را كه به خود اجازهء تشريع و قانونگذارى را دادهاند ملامت كرده .
و وقتى همين لفظ به انبيا عليهم السّلام نسبت داده شود معناى قضا را كه يكى از منصبهاى الهى است و خداوند انبياى خود را به آن منصب تشريف و اكرام كرده افاده مىكند ، و در اينباره فرموده است :
« فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ،
پس در ميان ايشان حكم كن به آنچه كه خدا نازل كرده ، و پيروى خواستهها و آراى ايشان مكن ، و از حقى كه تو را آمده روى برمگردان . » « 5 » و نيز
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 41 .
( 2 ) . ر . ك : سورهء بقره ، آيهء 117 ؛ سورهء مؤمن ، آيهء 48 .
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 43 .
( 4 ) . سورهء مائده ، آيهء 50 .
( 5 ) . سورهء مائده ، آيهء 48 .