است .
و قول عبارت است از ايجاد امرى كه موجب علم باطنى بشود و آن يا به ايجاد صوتى از جسمى است يا به نحو ديگرى است كه ما نمىفهميم و كيفيت تأثير آن را در نفس نبى كه موجب علم او مىشود درك نمىكنيم چنان كه در « كلام » گفته شد .
ضمنا الفاظ ديگرى نيز هست كه به معنى قول و كلام قريب بهمعناى آنها استعمال مىشود مانند الفاظ ، « وحى » ، « 1 » « الهام » ، « 2 » « نبأ » « 3 » و « قص » . « 4 »
و درمورد همه اين الفاظ بايد يك امر حقيقى كه اثر و خاصيت قول بر آن مترتب شود وجود داشته باشد خواه ما آن را تفصيلا بدانيم يا ندانيم . « 5 »
* تكليف
س 422 - با اينكه تكليف براى خداى تعالى نفع و ضررى ندارد چرا بندگان را بدون جهت گرانبار ساخته است ؟ اصلا فايده تكليف چيست ؟
ج - اين شبهه مغالطه و قياسكردن كار فاعل ناقص و فقير است به كار فاعل تامّ و غنى بالذات ، زيرا حكم عقل به اينكه « فاعل بايد فعلى را انجام دهد كه از آن نفعى عايدش شود » در فاعلى است كه ناقص باشد و بخواهد با فعل
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 162 .
( 2 ) . سورهء شمس ، آيهء 8 .
( 3 ) . سورهء تحريم ، آيهء 3 .
( 4 ) . سورهء انعام ، آيهء 57 .
( 5 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 482 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 137 . [ با تصرف ]