ممتحن عملى گردد ، آن هم ممتحنى كه وعدهاش حق است ، و لذا مىبينيم خداى تعالى همهء اين امور را بهعنوان نتيجه خلقت ذكر كرده و در اينكه ابتلاء ، غايت خلقت است فرموده :
« إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ،
ما آنچه را كه بر روى زمين است زينت زمين كرديم ، تا مردم را بيازماييم و نيكوكارشان را مشخص سازيم « 1 » » ؛ و در اينكه اين مشخصكردن به چه معناست ؟ فرموده :
« لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ،
تا خبيث و پليد را از پاك مشخص كند » « 2 » و آيات ديگرى درخصوص جزاء « 3 » و معاد « 4 » جهت به كرسى نشاندن وعدههايى است كه داده است ، و آيات ديگرى كه در اين باب هست ؛ و غرض اصلى از آفريدن جنّ و انس را عبادت دانسته و فرموده است :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ،
و من جنّ و انس را خلق نكردم مگر براى اينكه مرا عبادت كنند » . « 5 »
و اگر عمل صالح و يا انسان صالح و نيكوكار را غرض از خلقت معرفى كرده منافات با اين معنا ندارد كه مىبينيم در خلقت ، اغراض ديگرى نيز هست ، و انسان در حقيقت يكى از آن اغراض است ؛ براى اينكه وحدت و اتصالى كه حاكم بر سراسر عالم است اين معنا را تجويز مىكند ، كه در مقام بيان غرض از خلقت يك بار نام انسان برده شود ، بار ديگر نام موجودى ديگر ؛ براى اينكه همهء اين انواع موجودات محصول ارتباط و نتيجه ازدواج عامّى است كه دائما در بين اجزاى عالم جريان دارد ، پس چه مانعى دارد كه يكبار به نوع انسان بگويند كه از خلقت آسمانها و زمين تو منظور بودى ، و بار
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 7 .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 37 .
( 3 ) . ر . ك : سورهء جاثيه ، آيهء 22 .
( 4 ) . ر . ك : سورهء انبياء ، آيهء 104 .
( 5 ) . سورهء ذاريات ، آيهء 56 .