تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
و نيز فرموده : هيچ چيزى جز وجه كريم او بقاء ندارد ، درنتيجه هرچه باحترام او و وجه كريمش و به خاطر رضاى او انجام شود ، و به نام او درست شود باقى مىماند ، چون خود او باقى و فناناپذير است . و هرامرى از امور از بقاء ، آن مقدار نصيب دارد كه خدا از آن امر نصيب داشته باشد . دليل روايى آن حديثى است كه مورد اتفاق شيعه و سنى مىباشد و آن عبارت است از گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : كلّ امر ذى بال لم يذكر ( لم يبدأ ) فيه اسم اللّه فهو ابتر ، « 1 » هرامرى از امور كه اهميتى داشته باشد ، اگر به نام خدا آغاز نشود ، ناقص و أبتر مىماند ، و به نتيجه نمىرسد » . « 2 » س 331 - ابتداء و آغاز قرآن و سور به نام خدا چه كيفيتى و حكمتى دارد ؟ ج - اين ابتداء به نام خدا نسبت به تمامى قرآن بود ، كه غرض از سراسر قرآن يك امر است ، و آن هدايت است ، كه در آغاز قرآن اين يك عمل با نام خدا آغاز شده است . امّا اينكه اين نام شريف بر سر هرسوره تكرار شده ، نخست بايد دانست كه خداى سبحان كلمهء « سوره » را در كلام مجيدش چند جا آورده ، از آن جمله فرموده :
« فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ » ،
( سورهء يونس ، آيهء 38 ) ، و فرموده :
« فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ »
( سورهء هود ، آيهء 13 ) ، و فرموده :
« إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ » ،
( سورهء توبه ، آيهء 86 ) ، و فرموده :
« سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها » ،
( سورهء نور ، آيهء 1 ) . از اين آيات مىفهميم كه هريك از سوره‌ها طائفه‌اى از كلام خداست ، كه براى خود و جداگانه وحدتى دارند ، نوعى از وحدت ، كه نه در ميانه ابعاض
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ؛ ج 16 ، باب 58 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 24 .