الْإِنْسانَ
هَلُوعاً ،
انسان حريص و بىطاقت خلق شده » « 1 » و نيز مىفرمايد :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ ،
محققا انسان ستمپيشه و ناسپاس است » « 2 » و نيز مىفرمايد :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى ،
به راستى انسان همينكه خود را بىنياز ديد سركشى مىكند » « 3 »
و اگر عدالت اجتماعى اقتضاى اوليهء طبيعت انسان بود ، بايد عدالت اجتماعى و تشريك مساعى و مراعات تساوى در شؤون اجتماعات غالب مىبود در حالى كه مىبينيم دائما خلاف اين در جريان است ، و اقويا خواستههاى خود را بر ضعفا تحميل مىكنند .
پس اضطرار و ناچارى باعث شد بشر زير بار زندگى اجتماعى برود ، نه اينكه لازمه ذات او باشد . « 4 »
س 268 - سعادت بشر و صلاح عالم انسانى در چند چيز معرفى شده است آنها را بيان نماييد ؟
ج - صلاح و سعادت عالم انسانى در سه چيز است :
1 - عقائد حقّه 2 - اخلاق فاضله 3 - اعمال نيك .
كه تجربه اسلام اين مطلب را در مدت كوتاهى كه دين بر اجتماع مسلمين حكومت داشت به نحوى اثبات كرد ، افرادى را تربيت نمود كه خودشان به زيور اصلاح آراسته شدند و ديگران را نيز صالح و پاكيزه نمودند ، به علاوه جهات كمالى كه امروز در جامعه بشرى موجود است و تمدن و ترقى كه دنياى امروز به آن مىبالد مرهون پيشرفتهاى اسلام در سراسر جهان است . « 5 »
هامش
( 1 ) . سورهء معارج ، آيهء 19 .
( 2 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 34 .
( 3 ) . سورهء علق ، آيهء 7 .
( 4 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 167 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 176 و 189 . [ با تصرف ]
( 5 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 190 .