همان نفوس بشرى باشد گمشدنى و از بين رفتنى نيستند . « 1 »
س 266 - نحوهء ادراكات واقعى انسان و ارتباطش با جهان چگونه است ؟
ج - خداى تعالى آن روز كه بشر را مىآفريد شعور را در او به وديعه نهاد ، و گوش و چشم و قلب در او قرار دارد ، و درنتيجه نيرويى در او پديد آمد به نام نيروى ادراك و فكر ، كه به وسيله آن حوادث و موجودات عصر خود و آنچه قبلا بوده ، و عوامل آنچه بعدا خواهد بود نزد خود حاضر مىبيند ، پس مىتوان گفت : انسان به خاطر داشتن نيروى فكر به همه حوادث تا حدى احاطه دارد چنان كه خداى تعالى هم در اينباره فرموده : « و
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ،
و آموخت انسان را آنچه نمىدانست » « 2 » و فرموده :
« وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ،
و خداوند خارج كرد شما را از شكم مادرانتان چيزى نمىدانستيد و قرار داد براى شما گوش و چشمها و دلها » . « 3 » و نيز مىفرمايد :
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ،
خداوند نشانه و علامت هرچيزى را به آدم تعليم داد » . « 4 »
براى اين نوع يك سنخ وجودى را اختيار فرمود كه قابل ارتباط با همه چيز است و از هرچيز مىتواند بهرهور شود ، يا با اتصال مستقيم و يا به وسيله آلات و ادوات ؛ چنان كه در حيلههاى صنعتى و روشهاى فكريش مشاهده مىشود .
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 170 و 171 . [ با تلخيص و تصرف ]
( 2 ) . سورهء علق ، آيهء 5 .
( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 78 .
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 31 .