امتحان را بلاء و ابتلاء و فتنه گذارده است . مثلا در آيات :
« وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً ،
ما شما را بهعنوان آزمون به خير و شر مبتلا مىكنيم » « 1 » ، و
« إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ،
اموال و اولاد شما چيزى به جز مايهء امتحان شما نيست » « 2 » ،
« وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً ،
و براى اينكه مؤمنين را به وسيلهء آن به بهترين وجهى بيازمايد » « 3 » و آيات ديگر . « 4 »
( و حتى انبيا را هم از اين سنت خود مستثنا ندانسته ) و دربارهء مثل ابراهيم پيامبرى مىفرمايد :
« وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ ،
آن زمان كه پروردگار ابراهيم او را با صحنههايى بيازمود » « 5 » و در داستان ذبح پسرش اسماعيل مىفرمايد :
« إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ ،
اين آزمايش آزمونى روشنگر بود » « 6 » و همچنين دربارهء موسى عليه السّلام مىفرمايد :
« وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً ،
و تو را به نحوى خاص بيازموديم » « 7 » و آياتى ديگر از اين قبيل .
و اين آيات آزمايش را شامل تمامى جهات انسان مىداند و تمامى آنچه از اجزاى عالم و احوال آن ارتباطى با انسان دارد فتنهء انسان دانسته همه را وسيلهاى مىداند كه از ناحيهء خدا و براى امتحان او درست شده است . « 8 »
س 233 - آيا سنّت امتحان الهى ، متكى بر سنّت ديگرى نيز هست و چرا اين سنّت قابل نسخ نيست ؟
ج - مسأله امتحان الهى سنتى است جارى ، كه احدى ( مؤمن ، كافر ، طالح ،
هامش
( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 35 .
( 2 ) . سورهء تغابن ، آيهء 15 .
( 3 ) . سورهء انفال ، آيهء 17 .
( 4 ) . ر . ك : سورهء كهف ، آيهء 7 ؛ سورهء دهر ، آيهء 2 ؛ سورهء فجر ، آيهء 16 ؛ سورهء محمّد ، آيهء 4 ؛ سورهء اعراف ، آيهء 163 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 3 .
( 5 ) . سورهء بقرهء ، آيهء 124 .
( 6 ) . سورهء صافات ، آيهء 106 .
( 7 ) . سورهء طه ، آيهء 40 .
( 8 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 58 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 52 . [ با تلخيص و تصرف ]