فرموده :
« بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ ،
فسق نام زشتى است » . « 1 » و نيز فرموده : كه آنچه از قوانين براى بشر تشريع كرده ، به منظور تأمين مصالح انسان ، و دورى از مفاسد است . . .
و نيز فرموده :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ،
( تا آنجا كه مىفرمايد ) :
« وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ ،
خدا به عدل و احسان امر مىكند ، و از فحشاء و منكر و ظلم نهى مىنمايد » . « 2 » و آيات ديگر از اين قبيل .
و اين در حقيقت امضاء روش عقلاء در مجتمع انسانى است ، مىخواهد بفرمايد : اين خوب و بدها ، و مصلحت و مفسدهها ، و امر و نهىها ، . . . و امثال اينها ، كه در نزد عقلاء دائر و معتبر است ، و اساس قوانين عقلائى است ، همچنين اساس احكام شرعى كه خدا مقنن آنست ، نيز هست .
باز احكامى چند از عقلاء ، يكى ، اين است كه امر و نهى و هرحكم قانونى ديگر را تنها متوجه افراد مختار مىكنند ، نه كسانى كه مضطر و مجبور به آن عملند .
و همچنين پاداش و كيفر را در مقابل عمل اختيارى مىدهند ، ( و هرگز به كسى كه زيبا است مزد نداده ، و به كسى كه سياه و زشت است كيفر نمىدهد ) ، مگر آنكه عمل اضطراريش ناشى از سوء اختيارش باشد ، مثل اينكه كسى در حال مستى عمل زشتى را انجام داده باشد ، كه عقلاء عقاب او را قبيح نمىدانند چون خودش خود را مست و ديوانه كرده است .
حال مىگوئيم اگر خداى سبحان بندگان خود را مجبور به طاعت يا معصيت كرده بود ، بهطوريكه اوّلى قادر بر مخالفت ، و دوّمى قادر بر اطاعت
هامش
( 1 ) . سوره حجرات ، آيهء 11 .
( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 90 .