خواسته باشد ، و خود را محاسب و بازخواستكننده ، و خلق را مسؤول و مؤاخذ دانسته ، نمونههايى از آياتى كه به اين مطلب اشاره دارد عبارتند از :
-
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ،
آن كيست كه بدون اذن او نزد او سخنى از شفاعت كند » . « 1 »
-
« ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ،
هيچ شفيعى نيست ، مگر بعد از اجازه او » . « 2 »
-
« لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً ،
اگر خدا مىخواست همه مردم را هدايت مىكرد » . « 3 »
-
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » ،
« 4 » و باز فرموده
« وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ،
و در شما خواستى پيدا نمىشود ، مگر آنكه خدا خواسته باشد » . « 5 »
-
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ ، وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ،
بازخواست نمىشود از آنچه مىكند ، بلكه ايشان بازخواست مىشوند » . « 6 »
پس بنابراين خداى تعالى متصرفى است كه در ملك خود هرچه بخواهد مىكند ، و غير او هيچكس اينچنين مالكيتى ندارد ، باز مگر باذن و مشيت او ، اين آن معنائى است كه ربوبيت او آن را اقتضاء دارد .
و از سوى ديگر مىبينيم كه خداى تعالى خود را در مقام تشريع و قانونگذارى قرار داده ، و در اين قانونگذارى ، خود را عينا مانند يكى از عقلا به حساب آورده ، كه كارهاى نيك را نيك مىداند ، و بر آن مدح و شكر مىگذارد ، و كارهاى زشت را زشت دانسته ، بر آن مذمت مىكند ، مثلا فرموده :
« إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ،
اگر صدقات را آشكارا بدهيد خوب است » . « 7 » و نيز
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 255 .
( 2 ) . سورهء يونس ، آيهء 3 .
( 3 ) . سوره رعد ، آيهء 31 .
( 4 ) . سورهء نحل ، آيهء 93 .
( 5 ) . سورهء دهر ، آيهء 30 .
( 6 ) . سوره انبياء ، آيهء 23 .
( 7 ) . سورهء بقره ، آيهء 271 .