مؤلّف [ علّامه طباطبايى رحمه اللّه ] : اينكه فرمود : اسلام را نسبى ذكر مىكنم كه كسى قبل از من و بعد از من نكرده باشد ، منظورش از نسب ذكركردن همان تعريفكردن است .
همچنانكه مىبينيم در اخبار ، سورهء
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
به سورهء « نسبت رب » ناميده شده ، چون اين سوره خدا را تعريف مىكند .
و امّا تعريفى كه امام عليه السّلام در روايت غير فقرهء اوّل ، يعنى جمله « اسلام تسليم است » براى اسلام كرده ، تعريف به لازمهء اسلام است ، و اما در فقرهء اوّل تعريف « اسلام تسليم است » تعريف لفظى است ، يعنى لفظ اسلام را به لفظ ديگر تعريف كرده ، كه از آن روشنتر است .
ممكن هم هست مراد از اسلام معناى اصطلاحى آن باشد ، و آن دينى است كه خاتم انبيا محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده ، و منظور امام عليه السّلام اشاره به آيهء شريفهء
« إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ . . . » ،
و منظورش از تسليم ، خضوع و انقياد قلبى و عملى باشد ، كه بنابراين احتمال تمامى فقرات حديث تعريف اسلام به لازمهء معنا خواهد بود . « 1 »
س 181 - منظور از اينكه در حديث امام على عليه السّلام فرموده است : اسلام عبارت است از تسليم ، و تسليم عبارت است از يقين ، و يقين عبارت است از تصديق و تصديق عبارت است از اقرار ، . . . چيست ؟ ( بحث روايتى )
ج - معناى حديث اين است كه اين دين كه نامش اسلام است مستلزم خضوع آدمى براى خداى سبحان است ، خضوعى قلبى و عملى ، و اين خضوع مستلزم آن است كه شخص مسلمان خودش و اعمالش را تحت امر و اراده خدا قرار دهد ، و اين همان تسليم شدن است ، و تسليم شدن براى خدا
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 197 .