قضايى و نيز مربوط به قانون اساسى شخصا اعلام نظر مىكنند . در قانون كه به طور ويژه اى از اهميت برخوردارند بطور بارزى مشخصه سيستم سوئيس مىباشند . حق پيشنهاد و حق رفراندوم مثلا هر گونه تغييرى در قانون اساسى با نظر ملت صورت گيرد . در حق پيشنهاد امكان آن وجود دارد كه ملت در سطح فدرال پيشنهاد دهد كه بازنگرى در كل قانون اساسى صورت دهد .
ارتش و بسيج نظامى
كشور سوئيس با آنكه بى طرفى اش را كشورهاى بزرگ تعهد كردهاند با اين همه به خوبى به اهميت آمادگى پى برده است . سوئيس خود به منزله يك ارتش است چون هر فرد سوئيس يك سرباز نيز مىباشد . فرمانده كل قوا كه از طرف شوراى فدرال نامزد مىشود و ستاد فدرال او نسبت به نيروهاى جنگى كشور داراى اختيارات كامل است . بين سربازان تبعيضى در كار نيست و دوش به دوش هم خدمت مىكنند . همه افراد ارتش اطمينان دارند كه تنها عامل موثر در پيشرفت آنان فكر و كار است . در اين ارتش دموكراسى بيش از هر چيزى حكومت مىكند .
زمانى وجود داشت كه مقتضيات زمان يا علاقه زياد به ماجراجويى در سربازان ، آنها را به جنگ در راه مقاصد بيگانگان وا مىداشت و جنگيدن براى كشورهاى بيگانه از مشاغل پرفايده بود ولى در سال 1874 ، قانون اساسى سوئيس نام نويسى سربازان را در نيروهاى كشورهاى بيگانه ممنوع ساخت . تنها يك استثناء وجود دارد و آن گارد سوئيسى واتيكان است كه آن هم براى جنگيدن نيست بلكه براى محافظت از پاپ است .