تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
كرده و آن را در كنار شكرگزارى از خودش قرار داده است ، مىفرمايد : « وَوَصَّيْنا الْانْسانُ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ امُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فى عامَيْنِ انِ اشْكُرْ لى وَلِوالِدَيْكَ الَىَ الْمَصير ؛ ما به انسان دربارهء پدر و مادرش سفارش كرديم ، مادرش هر روز با زحمتى روى زحمت حمل كرد ( و دوران باردارى را با رنج‌هاى فراوان پشت سر گذاشت ) و دوران شير خوارگى او در دو سال ( با زحمت فراوان ) صورت مىگيرد ، به انسان گفتيم كه براى من و براى پدر و مادرت شكرگزارى كن كه بازگشت همه شما به سوى من است » . « 1 » به يقين پدر و مادر تنها كسانى نيستند كه بر گردن انسان حق دارند ( هر چند حق آنها بسيار بزرگ است ) هر كس حقّى معنوى يا مادى داشته باشد بايد در برابر او تشكّر كرد . در حالات پيشوايان بزرگ اسلام نيز ديده شده است كه گاه كمترين خدمت را با بزرگترين نعمت پاسخ مىگفتند ، « داستان هديه كردن يكى از كنيزان امام حسين عليه السلام شاخه گلى به آن حضرت و در برابر ، آزاد ساختن او به وسيلهء امام عليه السلام معروف است ، و هنگامى كه از حضرتش توضيح خواستند كه اين خدمت بزرگ چگونه در مقابل آن كار كوچك قرار مىگيرد فرمود : « كذا ادَّبَنا اللّهُ ؛ اين گونه خداوند ما را ادب كرده است » . « 2 » و نيز در داستان معروف ديگرى مىخوانيم كه در يكى از سفرها امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و عبد اللَّه بن جعفر از قافله عقب ماندند و در بيابان تشنه شدند ، از دور خيمهء چادر نشينى جلب توجه آنها را نمود ، به سراغ آن آمدند ، پير زن تك و تنهايى در آن ديدند كه آنها را سيراب كرد ، و گوسفندى را كه داشت براى تغذيهء آنها آماده ساخت و آنها به پيرزن فرمودند اگر به مدينه آمدى به سراغ ما بيا شايد بتوانيم اين همه محبّت را تا اندازه‌اى جبران كنيم ، سپس خشكسالى شديدى در بيابان‌هاى اطراف مدينه شد به گونه‌اى كه چادرنشينان به شهرها هجوم آوردند و از مردم درخواست كمك مىكردند ، روزى چشم امام حسن عليه السلام به همان پيرزن افتاد كه
هامش
( 1 ) . لقمان ، آيهء 14 . ( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 44 ، صفحه 195 . مانند اين جريان در مورد امام حسن عليه السلام نيز نقل شده است . بحار الانوار ، جلد 43 ، صفحه 343 .