واژگان
الطُّورِ :
فيروزآبادى در قاموسش : ( المحيط ) مىگويد : واژهء « طور » به حياط خانه و به هر كوهى گفته مىشود . و همچنين به كوهى كه در نزديكى ايله است و به سينا و سنين نسبت داده مىشود و به دو كوهى كه يكى در قدس و ديگرى در رأس العين واقع شده و به كوه مشرف بر درياچه طبريه ، طور گفته مىشود .
الرّق : پوست نازكى كه بر آن مىنويسند .
الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ :
دريا مالامال شد و طغيان كرد .
تمور : مىچرخد ، آشفته مىشود .
الخوض : دراينجا مراد سخن ياوه است .
يدّعون : دفع مىكنند .
اصلوها : رنج گرماى آن را تحمّل كنيد .
اعراب
واو در
« وَ الطُّورِ » ،
براى قسم و جملههاى مابعد ، عطف بر آن است .
« فِي رَقٍّ »
متعلق به مسطور مىباشد .
« إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ . . . »
جواب قسم است . يوم در
« يَوْمَ تَمُورُ »
متعلق به واقع و يوم در
« يَوْمَ يُدَعُّونَ »
بدل از يوم اوّل است . « سحر » خبر مقدّم و « هذا » مبتداى مؤخّر مىباشد . « سواء » خبر براى مبتداى محذوف : الصبر وعدمه سواء » .
تفسير
وَ الطُّورِ * وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ * فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ * وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ * وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ * وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ .
منظور از « طور » دراينجا همان كوهى است كه خداوند بر بالاى آن با موسى عليه السّلام سخن گفت . خداوند در اين آيه و در آيهء 2 از سورهء