مشكل ، در ميان خودشان دچار اختلاف شدهاند . يكى مىگويد : راه حلّ ، برافروختن آتش جنگهاى ويرانگر و كشتن ميليونها انسان ، تا بين تعداد جمعيّت و توليد غذا برابر شود . اين ديدگاه را كسانى ترويج مىكنند كه دارندهء صنايع نظامى هستند و نيز كسانى كه منابع و بركات زمين را در بر انحصار دارند و به قيمت فقر و بيچارگى ميليونها انسان ، ثروتها را انباشته مىكنند .
ديگرى مىگويد : اگر جنگ نباشد ، بايد بيمارىهاى واگيردار و كشنده گسترش يابد . نظرگاه سومى هم بر سر زبانها افتاده و رايج شده است و آن اينكه بايد جلو افزايش زاد و ولد را گرفت و توليد نسل را تنظيم كرد . البتّه ، اين نظريه هيچگونه زيانى ندارد ، چون جلوگيرى از افزايش نسل ، حق طبيعى و شرعى براى هرانسانى است . به شرط بر اينكه جلوگيرى پيش از وجود نسل باشد ، بلكه پيش از قرار گرفتن نطفه [ - اسپرم ] در داخل رحم و آماده شدن آن براى تشكيل جنين . امّا نظرگاهى كه مىگويد : بايد بيمارىهاى واگيردار گسترش پيدا كند ، اين نظرگاه قابل پذيرش نيست [ و خودش يك نوع بيمارى است ] . در مردود بودن نظريهء نخست همين بس كه طرفداران آن عبارتند از : سوداگران جنگهاى استعمارى و صاحبان شركتهاى انحصارى و قدرتهاى اقتصادى كه بر كشورهاى فقير در حال توسعه سلطه دارند .
عامل اصلى مشكل گرسنگى ، سلطهء نيروهاى فساد بر بركات زمين و احتكار ثروتهاى آن ، آسايش يك گروه اندك به حساب بدبختى گروه بسيار ، سوزاندن محصولات كشاورزى به منظور حفظ گرسنگى و بالا بردن قيمتها ، فروريختن هزاران تن مواد شيميايى سمّى بر روى روستاها و كشتزارها در مناطق وسيع و پهناور ويتنام و ديگر كشورها و بالأخره در هدايت دانش به توليد سلاحهاى جنگى و صنعت نظامى .
اگر دانش بشرى تنها به توليدات صلحآميز هدايت شود ، بركات زمين از نياز ساكنان آن فزونتر مىشود و در اين صورت ، روزى بهسان خاك [ در دسترس ]
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 779
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٧٩