تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢

اعراب

« و من حوله » عطف است بر « الّذين يحملون » . « رحمة و علما » تميز است كه از فاعل تبديل شده و در تقدير چنين مىباشد : « وسعت رحمته و علمه » . « من صلح » ، « من » مفعول براى فعل محذوف : « و ادخل من صلح » . لام در « لمقت » در جواب قسم محذوف واقع شده است : « و اللّه لمقت » . « انفسكم » مفعول براى « مقتكم » . « اذ » در محلّ نصب به فعل محذوف : « مقتكم اللّه اذ تدعون » .

تفسير

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ .
در تفسير آيهء :
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ »
« 1 » گفتيم : مراد از عرش ، فرمانروايى ، غلبه يافتن و اداره كردن است . همچنين ، در تفسير آيهء :
« وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ »
« 2 » گفتيم : اين سخن خدا كنايه از آن است كه فرشتگان پيش از خدا سخن نمىگويند و برطبق فرمان او عمل مىكنند . ما به قرينهء سياق ، اطمينان داريم كه ظاهر - اين دو آيه - همين تفسير را برمىتابد . امّا سياق آيه‌اى كه اينك درصدد تفسيرش هستيم و آيهء 17 از سورهء حاقه :
« وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ » ،
ما را ملزم مىكند كه براى واژهء « عرش » معناى ديگرى جستجو كنيم كه با واژهء « يحمل » و « يحملون » متناسب باشد . البتّه به رغم اين‌كه مىدانيم : حمل و برداشتن عرش به وسيلهء فرشتگان بدين معنا نيست كه خداوند بر آن نشسته باشد ، و گرنه لازم مىآيد كه خدا جسم باشد و نياز به مكان داشته باشد ، درحالىكه خدا از هرچيزى بىنياز است . به علاوه ، نشستن خدا بر عرش بدين معنا خواهد بود كه خدا در جايى باشد و در جايى نباشد .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 54 . ( 2 ) . زمر ( 39 ) آيهء 75 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 712 | محمد جواد مغنية