تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
7 را ، كه هم بنّا بودند و هم غوّاص . ( 37 ) و گروهى ديگر را ، كه همه بسته در زنجير او بودند . ( 38 ) اين عطاى بىحساب ماست خواهى آن را ببخش و خواهى نگه دار . ( 39 ) و براى اوست راست نزد ما تقرب و بازگشتى نيكو . ( 40 )

واژگان

الصّافنات : جمع « صافنه » و آن اسبى است كه بر روى سه پايش مىايستد و يك دستش را بالا نگه مىدارد . الجياد : جمع جواد . اين واژه اگر براى اسب به كار رود به معناى تندرو و اگر براى انسان‌ها به كار رود به معناى بزرگوار و بخشنده است . توارت : ناپديد و يا پنهان شود . طفق : شروع كرد . السّوق : جمع ساق . رخاء : رام ، مطيع . أصاب : اراده كند . الأصفاد : زنجيرها و غل‌ها . فامنن : ببخش . أمسك : نگه دار .

اعراب

جملهء « نعم العبد » خبر براى مبتداى محذوف : « هو » . « اذ » در محل نصب به فعل محذوف : « اذكر اذ عرض » . برخى گفته‌اند : « احببت » در اين‌جا به معناى « آثرت » مىباشد . بنابراين ، « حبّ الخير » مفعول به براى « احببت » است . « طفق » از افعال مقاربه و اسم آن ضمير مستتر است و خبرش محذوف مىباشد كه « مسحا » بر آن دلالت