تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
نصيب اينان عذابى است خواركننده . ( 6 ) و چون آيات ما بر آنها خوانده شود ، با خودپسندى روى برگردانند ، چنان‌كه گويى نشنيده‌اند . يا همانند كسى كه گوش‌هايش سنگين شده باشد . او را به عذابى دردآور بشارت ده . ( 7 ) نصيب آنان كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند ، باغ‌هاى پرنعمت بهشت است . ( 8 ) در آن‌جا جاويدانند ، وعدهء خدا راست است . او پيروزمند و حكيم است . ( 9 ) آسمان‌ها را بىهيچ ستونى كه ببينيد بيافريد و بر روى زمين كوه‌ها را بيفكند تا شما را نلرزاند و از هرگونه جنبنده‌اى در آن بپراكند . و از آسمان آب فرستاديم و در زمين هرگونه گياه نيكويى رويانيديم . ( 10 ) اين آفرينش خداست . پس به من بنمايانيد آنها كه غير او هستند چه آفريده‌اند . بلكه ظالمان در گمراهى آشكارى هستند . ( 11 )

واژگان

لهو الحديث : هرچيزى كه انسان را از حق بازدارد ، حقّى كه خداوند در خود آيه از آن با عنوان « سبيل اللّه » تعبير كرده است . الوقر : سنگينى گوش . الرّواسى : كوه‌ها . بثّ : پراكنده كرد . زوج كريم : نوعى نيكو .

اعراب

« تلك آيات الكتاب » مبتدا و خبر . « هدى و رحمة » حال از « آيات » و عامل آن معناى اشاره در « تلك » است . « من الناس » خبر مقدّم و « من يشترى » مبتداى مؤخّر . « يتّخذها » عطف است بر « ليضلّ » . « به غير علم » به معناى جاهلا ، متعلق به محذوف و حال از فاعل « ليضلّ » . « مستكبرا » حال . « كأنّ » در اصل « كأنّه » بوده است . « خالدين » حال از ضمير