مارى مىجنبد ، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست . اى موسى ! مترس پيامبر نبايد كه در نزد من بترسد . ( 10 )
مگر كسى كه مرتكب گناهى شده باشد و پس از بدكارى ، نيكوكار شود ؛ زيرا من آمرزنده و مهربانم . ( 11 )
دستت را در گريبان ببر تا بىهيچ آسيبى سفيد بيرون آيد . با نه نشانه نزد فرعون و قومش برو كه مردمى عصيانگرند . ( 12 )
چون نشانههاى روشنگر ما را ديدند گفتند : اين جادويى آشكار است . ( 13 )
و با آنكه در دل به آن يقين آورده بودند ، ولى از روى ستم و برترىجويى انكارش كردند . پس بنگر كه عاقبت تبهكاران چگونه خواهد بود . ( 14 )
واژگان
تلقّى القرآن : قرآن به تو داده مىشود .
آنست : ديدم .
شهاب : شعله .
قبس : پارهاى از آتش .
تصطلون : گرم شويد .
لم يعقّب : بازنگشت .
مبصرة : روشن .
اعراب
« اذ » در محلّ نصب به « اذكر » كه حذف شده است . « أن بورك » « أن » مفسّره و به معناى « اى » كه ندا را تفسير مىكند . « سبحان » منصوب است بنابر مصدريّت .
« ربّ العالمين » بدل از « اللّه » . ضمير « انّه » براى شأن است . « أنا اللّه » مبتدا و خبر و جمله ، خبر « انّ » . جملهء « تهتزّ » حال از « عصاك » . « مدبرا » حال از ضمير مستتر در « ولّى » . « بيضاء » حال از « يدك » . « الى فرعون » متعلق به حال محذوف ؛ يعنى : « مرسلا الى