تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
برابرى قائل باشد [ و اين دو را همسنگ يكديگر بداند ] . وقتى كه خرد و فطرت ، برابرى ميان اين آزاد و توانمند و آن برده ناتوان را نپذيرد ، چگونه درست خواهد بود كه شما خداوندى را كه بر هرچيزى تواناست با بت‌هايى كه موجودات بىارزشى هستند ، برابر بدانيد ؟ جمله
الْحَمْدُ لِلَّهِ
معترضه و هدفش اين است كه جز خداى يگانه ، هيچ‌كس استحقاق سپاس و پرستش را ندارد .
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ؛
لكن بيشتر مردم نمىدانند كه سپاس ، ويژه خداست ، نه ديگران .
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ .
اين آيه مثل دوم و خلاصه‌اش اين است : شخصى كه لال ، ناتوان و بار سنگين « بر دوش ديگران » است ، با شخصى كه توانمند و زبان‌آور است ، برابر نيست . در اين صورت ، اى مشركان ! چگونه در پرستش ، خداوندى را كه دارنده تمامى صفات جلال و كمال است ، با سنگ‌هايى كه موجوداتى بىارزش هستند ، برابر مىدانيد ؟
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
هررازى در نزد خدا آشكار و هرغيبى در نزد او شهود است . از اين قبيل است آيهء 74 كه پيش‌تر بيان شد :
« إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
؛ « خدا مىداند و شما نمىدانيد » .
وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ .
اين جمله ، تعبير ديگرى از اين سخن خداوند است :
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
؛ چون بخواهد چيزى را بيافريند ، فرمانش اين است كه مىگويد : موجود شو ، پس موجود مىشود » . همچنين ، اين سخن خداوند ، تهديدى است براى كسى كه با او مخالفت و دشمنى كند .
إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
با وجود خداوند ، هيچ‌كس مالك چيزى نخواهد بود و اگر بخواهد مشركان و تمامى آفريدگان را به هلاكت مىرساند .