به خون تبديل مىشود و در تمامى رگها و غدّهها جريان پيدا مىكند ، تا اينكه مقدارى از اين خون به غدّههايى كه در پستان قرار دارند مىرسد و به شيرى خالص و گوارا براى نوشندگان مبدّل مىگردد .
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
مراد از سكر در اينجا ، هرنوع نوشيدنى مستىآور است ، خواه شراب باشد و خواه نوشيدنى ديگر ، لكن آيه به هيچروى به حكم شراب مستىآور و اينكه آيا شراب در هنگام نزول آيه ، حلال بوده است و يا حرام ، اشاره نمىكند و تنها عادت آن مردم را حكايت مىكند كه از ميوههاى خرما و انگور ، شرابى مستكننده مىگرفتند .
مراد از روزى نيكو ؛ خرما ، رطب ، كشمش ، انگور ، شيره و رب و امثال آن است . در برخى از روايات آمده است : مراد از سكر ، چيزى است كه حرام باشد و مراد از رزق ، چيزى است كه حلال باشد . پيشتر دربارهء دليل تحريم شراب ، در جلد اوّل در تفسير آيهء 219 از سورهء بقره به تفصيل سخن گفتيم و نيز در جزء چهارم كتاب فقه الامام جعفر الصادق ، باب اطعمه و اشربه .
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ .
مراد از وحى در اينجا ، فطرتى است كه خداوند آن را در زنبورعسل قرار داده است .
أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ ؛
يعنى مردم خانههايى از تاكها ( درختان انگور ) مىسازند . رازى مىگويد :
زنبورعسل بر دو نوع است : نوعى در كوهها و بيشهها سكونت دارند و كسى آن را نمىشناسد و همو مراد اين سخن خداوند است :
« أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ »
نوعى ديگر در خانههاى مردم سكونت دارند و آنان اين نوع را مىشناسند و همو مقصود سخن خداست :
« وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ »
.
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ ؛
از ميوهها ، گلها و گياهان ، آنچه ميل دارى بخور .
فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا ؛
از راههايى برو كه خداوند آنها را در اختيار تو قرار داده